|
دلم خیلی وقته واسه خودم تنگ شده .....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 23:38 توسط مريم |
و امروز..... فقط تلخی رفتنت..... نبودنت...... تنهایی رو احساس می کنم..... و شاید تجربه های بچه گی!!!!!! فشم رفتنهامون یادت می مونه؟؟؟؟؟ تموم اون خاطرات دبیرستان........ تجربه هایی که که سخت بود بدست آوردنش..... یادته؟؟؟؟؟؟ سحر.... خیلی تنها می شم......!!!!ای کاش زمان متوقف شه..... از امشب تا فردا شب......تا نری.... چقدر بچه ام!!!!!!! ای کاش یادت بمونه....... بهترین دوستمی.......خوشبخت باشی دوستم.....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 23:41 توسط مريم |
تو حل می شوی درمجموعه ای از خواسته های دیگران!!!! دیگران الزاما همیشه بهترین تصمیم گیرنده نیستند. همین امروز دیوارها را بشکن!!!!! + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 17:3 توسط مريم |
شما هم هر جا که هستید در پویش دعوت از خاتمی شرکت کنید. چنانکه در معرفینامه «پویش دعوت از خاتمی» آ مده است، اعضای این «پویش» (کمپین) میکوشند مستقل از احزاب و گروههای سیاسی با انجام فعالیتهای علنی و غیرعلنی گوناگون و با رساندن صدای جامعه و نخبگان به گوش سید محمد خاتمی، در حد توان محدود خود احتمال نامزدی او را در دهمین انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهند. یکی از فعالیتهای چندگانه این پویش اجتماعی برای هدف مذکور، جمعآوری امضا برای طومار دعوت از خاتمی است. اعضای این پویش از شما دعوت میکنند با درج اطلاعات خود در فضای تعیینشده زیر، طومار دعوت از خاتمی» را امضا کنید و از دوستان و آشنایان خود بخواهید که به شما بپیوندند. به منظور افزایش اعتبار امضاهای گردآوریشده، برای امضای این طومار علاوه بر درج نام و نام خانوادگی، وارد کردن ایمیل، شهر و کدملی نیز ضروری است، اما این اطلاعات به طور عمومی نمایش داده نخواهد شد. متن کوتاه این طومار از این قرار است:
«جناب حجتالاسلام و المسلمین، آقای سید محمد خاتمی صلاح ايران و ايرانيان و دفع بلاياي ايرانسوز محتمل پيش رو را در نامزدي شما در دهمين دورة انتخابات رياست جمهوري ميدانيم و از شما ميخواهيم بياييد، «با همان عهد پيشين». با مهر و توکل بر خدا» + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 15:52 توسط مريم |
در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. ...................................................................................................................... بودن یا نبودن؟؟؟؟ بحث در این نیست وسوسه این است. ...................................................................................................................... ضربه ای کوفت به دیواره ی زندان دستی ضربه می کوبد همسایه ی زندانی من پاسخی می جوید دیده را می بندم در دل از وحشت تنهایی او می خندم .................................................................................................................... خسته ام شاید ..... در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار شوم.... و شاید..... .................................................................................................................. + نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 22:0 توسط مريم |
آدمهایی که تاریخ مصرفشون گذشته!!!!!!
این دسته از آدمها می تونند پدر مادر برادر یا شوهر یا حتی دوست پسر باشند. و روشنه که این وسط فقط و فقط به دخترهاست که ظلم می شه...... اگه پدری باشه که کمی روشن فکری به خرج بده می گن طرف بی غیرته......و باز انگشت اتهام به سمت دختر بدبخت خواهد بود....و ۹۹٪ پدرها فکر می کنند که دخترشون باید زود ازدواج کنه با اونی که اونا می گن ازدواج کنه ....سر کار نره یا اگه می ره سیستم تشکیلاتی باشه ...!!!!!با همکارهای مردش مراوده نداشته باشه.... و افسارش فقط دست پدر جان باشه.......!!!! خیلی از دخترها با اینکه تو خونه آرامش ندارن و ازدواج رو هم هنوز آخرین راه نمی دونن دارن با این وضع فلاکت بار زندگی می کنن!!!!! مادرهای بدبخت هم که در بهترین حالت فقط جاده صاف کن دخترهاشون می شن اما خوب خیلی هاشونم درک نمی کنن که اگه خودشون تو اون دوره حق انتخاب نداشتن دلیلی نداره که به دخترهاشونم حق انتخاب ندن!!!!!!! شوهران محترم که بهترین بهترینشون کمی تلاش می کنن همسرشون رو درک کنن اما اونا هم دسته کمی از پدرانشون ندارن... بالاخره مرد ایروونیه و احساس ریاست..... دوست پسرها هم که کلا بی خیال..... هیچی نشده حس مالکیت و غیرت مسخره!!!!!!! ولی خانمهای ارجمند.... هر چی توی این جامعه تو سری بخوریم حقمونه!!!!!! یک بار شده به جای حرف زدن عمل کنیم....یک بار شده وایسی جلوی همه و بگی من تصمیمم رو گرفتم...تا حالا شده اگه جو خونه اذیتت می کنه داد بزنی و بگی می خوای بری واسه ی خودت زندگی کنی....که نمی خوای ازدواج کنی...که می خوای وحشتناک کار کنی برای اینکه فکر می کنی ظرفیت بهترین ها رو داری...... نه نشده.....!!!!!!!!!!! خواستن توانستنه اگه امروز کاری نکنیم فردا بدتر می شه........اگه امروز حرف نزنیم فردا دیگه دیره.......نباید بذاریم زندگیمون تلف بشه و بعدش حسرت بخوریم.....حسرت اون روزی رو که می تونستیم اما نخواستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 20:30 توسط مريم |
هیچ روزی نیست که نتوانی تغییری در زندگی شخصیت ایجاد کنی....... پ. هر روز احساس می کنم هیچ چیز سر جایش نیست.......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 2:11 توسط مريم |
|